تبلیغات
میقات الرضا

امامزاده محمد شریف

از بزرگان سادات عراق و صدور اشراف است، كه منسب نقابت به او در زمان وی منتهی شده؛ و عَلَم و نشانه بوده در فنون از علم. سفره اش پیوسته پهن و اهل بخشش بوده؛ و متكلم و اهل نظر و ادیب و شاعر بوده؛ و نقابت طالبیین در ری با او بوده است.

نسب سلطان محمد شریف به عبدالله باهر فرزند امام چهارم، زین العابدین(ع) می رسد. عبدالله به دلیل زیبایی و جمالش، به باهر (بسیار درخشنده) ملقب شده بود. گویند در هیچ مجلسی نبود كه او بنشیند مگر آن كه حاضران از زیبایی او مبهوت و شگفت زده شوند. مادرش، ام عبدالله، دختر امام حسن مجتبی(ع) بوده و با برادرش حضرت امام محمد باقر(ع) از یك مادر بودند.شیخ طوسی ایشان را از اصحاب امام سجاد(ع) می داند.از شخصیت عبدالله مردی فاضل و فقیه را حكایت كرده اند كه روایات بسیاری را از رسول كرم(ص) به نقل از پدران خود آورده است. مردم نیز از این شخصیت آثار و احادیث بسیاری حفظ كرده اند؛ از آن جمله روایتی است كه ابراهیم بن داود به سند خود نقل نموده است كه رسول خدا(ص) فرمود:

«بخیل كامل كسی است كه هر گاه نام من نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.»

همچنین از پدر خود و او از جدش امیرالمۆمنین(ع) روایت كرده است:

امامزاده محمد شریف

از بزرگان سادات عراق و صدور اشراف است، كه منسب نقابت به او در زمان وی منتهی شده؛ و عَلَم و نشانه بوده در فنون از علم. سفره اش پیوسته پهن و اهل بخشش بوده؛ و متكلم و اهل نظر و ادیب و شاعر بوده؛ و نقابت طالبیین در ری با او بوده است.

نسب سلطان محمد شریف به عبدالله باهر فرزند امام چهارم، زین العابدین(ع) می رسد. عبدالله به دلیل زیبایی و جمالش، به باهر (بسیار درخشنده) ملقب شده بود. گویند در هیچ مجلسی نبود كه او بنشیند مگر آن كه حاضران از زیبایی او مبهوت و شگفت زده شوند. مادرش، ام عبدالله، دختر امام حسن مجتبی(ع) بوده و با برادرش حضرت امام محمد باقر(ع) از یك مادر بودند.شیخ طوسی ایشان را از اصحاب امام سجاد(ع) می داند.از شخصیت عبدالله مردی فاضل و فقیه را حكایت كرده اند كه روایات بسیاری را از رسول كرم(ص) به نقل از پدران خود آورده است. مردم نیز از این شخصیت آثار و احادیث بسیاری حفظ كرده اند؛ از آن جمله روایتی است كه ابراهیم بن داود به سند خود نقل نموده است كه رسول خدا(ص) فرمود:

«بخیل كامل كسی است كه هر گاه نام من نزد او برده شود، بر من صلوات نفرستد.»

همچنین از پدر خود و او از جدش امیرالمۆمنین(ع) روایت كرده است:

«آن حضرت دست راست دزد را در اولین سرقت قطع می كرد؛ و اگر دوباره مرتكب این عمل می شد، پای چپش را می برید؛ و اگر برای سومین بار دزدی می كرد، او را به زندان ابد می افكند.»

عبدالله باهر متولی موقوفات حضرت محمد(ص) بود. وی سرانجام در سن 57 سالگی، در حالی كه سرپرستی موقوفات جدش حضرت علی(ع) را نیز بر عهده گرفته بود، در گذشت. نوادگان وی را از تبار پسرش محمد اَرْقَطْ می دانند كه از محدثان مدینه به شمار می آمد و در سن 58 سالگی دار فانی را وداع گفت و نوادگانش در سلسله عبدالله بن احمد الدّخ ادامه یافت.

از دیگر اجداد سلطان محمد شریف، حمزة بن احمد، معروف به «قمی» است كه از بازماندگان احمد الدخ می باشد. یكی از نوادگان حمزة بن احمد، ابوالحسن علی الزكی فرزند محمد الشریف است و او نیز فرزند ابی القاسم علی، از نقیبان قم كه پسر محمد بن حمزه مذكور می باشد.نسب شناس مشهور جمال الدین احمد بن علی بن الحسین بن علی بن مهنا، نیز در اثر معروف خود، الفصول الغریة فی اصول البریة، به همین صورتی كه اشاره كردیم، به ذكر نیكان سلطان محمد شریف پرداخته است. اگر به اجمال سلسله نسب این امامزاده باشرافت را بررسی كنیم، می بینیم كه ایشان همه در زمره افراد جلیل القدر، با اشتهار، اهل فضل و غالباً از روایتگران حدیث بوده اند و تاریخ نگاران و دانشمندان نسب شناس آنان را به پایه های والای علمی و شرافت خانوادگی ستوده اند. نسب این شخصیت تا امام سجّاد(ع) به این شرح آمده است:

علامه سلطان محمد شریف (در قم) فرزند علامه سید ابوالقاسم علی فرزند ابی جعفر محمد فرزند حمزه قمی فرزند احمد بن محمد فرزند اسماعیل فرزند محمد (ارقط) فرزند عبدالله باهر فرزند امام زین العابدین(ع).

امامزاده ای با فضیلت

امام زاده صاحب فضیلت ابوفضل سلطان محمد شریف، مزارش در سمت دروازه قدیم قلعه قم و در محله ای كه به نام خود او مزین است، در خیابان چهارمردان واقع شده است. این مرد دانشور كه مرتبتی سترگ دارد و برایش كراماتی برشمرده اند، از نوادگان امام چهارم است... پس از وی فرزندان و فرزندزادگان او در شهر ری و قم به منصب های عالی دست یافتند.

 محدث قمی می گوید:

«پدر و دو پدربزرگش علی و محمد بن حمزه در قبرستان بابلان قم - كه حضرت فاطمه معصومه(س) در آنجا بارگاهی دارد.- به خك خفته اند.»

همچنین جلالت قدر این امام زاده را از تعابیر بلندی كه علامه بزرگوار شیخ منتجب الدین برای او در كتاب خود می آورد، می توان به عیان دید. برخی منابع ایشان را جد امام زاده یحیی (مدفون در تهران) قلمداد كرده اند حال آنكه مصادر مستند به این انتساب را به دیده تردید نگریسته اند.كتیبه قبر این سید بزرگوار كه بر كاشی نقش بسته و بسیار هم ناخواناست به همّت فاضل ارجمند جناب حجة الاسلام و المسلمین سید موسی زنجانی فرزند حضرت آیت الله سید احمد زنجانی قرائت و برای مرحوم میرجلال الدین حسینی ارموی (محدث) فرستاده شده است، به این شرح است:

«هذا المضجع المبارك للسید المظلوم المعصوم الشهید شریف بن شریف من اولاد الامام المعصوم زین العابدین ابن الامام الشهید المعصوم ابوعبدالله الحسین بن الامام الهمام مولی جمیع الانام علی بن ابی طالب(ع)»

جایگاه اجتماعی خاندان سلطان محمد شریف

یكی از نوادگان سلطان محمد شریف، علی بن مطهر است. برای درك نفوذ اجتماعی این خاندان، كافی است بدانیم علی، فرزندزاده این مرد بزرگ، پیوند خویشاوندی خود را با دختر خواجه نظام الملك طوسی وزیر آلب ارسلان استوار ساخت؛ پیوندی بیانگر نفوذ اجتماعی و اقتدار این خاندان. فرزند سلطان محمد یعنی مطهر نیز با عایشه خاتون دختر آلب ارسلان ازدواج كرد، وی در راه حج، همسفر شیخ طوسی(ره) بود و از ایشان در این مسافرت حدیث اخذ می كرد.افرادی هم از این سید مطهر علوی روایت كرده اند از جمله: سید تقی نقیب رازی كه او را در شمار افراد فاضل و پرهیزگار آورده اند، و سید نجیب الدین ابومحمدحسن بن محمد موسوی است، كه منتجب الدین به وجود این شخصیت تصریح كرده است.

سید ابوطاهر مطهر، فرزند علی علوی نیز كه رئیس علویان ری بود، نقابت سادات را به عهده داشت.

ذوق شعری ابوطاهر هم در خور توجه است و اشعاری از وی در كتب تذكره آمده است و نیز در آثاری چون مرزبان نامه برخی سروده هایش دیده می شود.

امیر معزی، شاعر معروف، قصیده غرایی در مدح وی مشتمل بر 47 بیت سروده است كه در بخشی از آن می خوانیم:

خدمت آن كن كه فخر عترت پیغمبرست              سید سادات ذوالفخرین و تاج الاصفی

قبله اقبال بوطاهر مطهر بن علی                   الامام بن الامام المرتضی بن المرتضی

هست هر كس در سیاست مفتخِر و او مفتخَر             هست هر كس در ریاست مقتدی و او مقتد

طالعش را هر زمان اقبال گوید: السلام            طلعتش را هر زمان خورشید گوید: مرحب

نیست اندر سیرت و رأی و رسوم او خلل          نیست اندر خاطر و خط و خطاب او خط

در همایون روزگار او رعایا ایمنند                  روز و شب از حادثات روزگار پر جفا

در این اشعار امیر معزی كنیه سید مطهر را «ابوطاهر» معرفی كرده است در حالی كه منتجب الدین و باخرزی، «ابوالحسن» ضبط كرده اند و شاید این نكته بیانگر آن باشد كه او چندین كنیه داشته است. همچنین امیر معزی به این نكته اذعان می دارد كه پدرش، برهانی، مطهر بن علی را مدح گفته است.

محدث قمی در اشاره به اولاد امام كاظم(ع)، مطهر بن علی را چنین وصف می كند:

«از بزرگان سادات عراق و صدور اشراف است، كه منسب نقابت به او در زمان وی منتهی شده؛ و عَلَم و نشانه بوده در فنون از علم. از برای اوست خطبه ها و نوشته هایی كه بر شیخ ابوجعفر طوسی در سفر حج خواند. روایت نموده از برای ما از او، سید نجیب ابومحمد حسن موسوی، و از بعضی كتب انساب نقل است كه در حق او گفته: سید مطهر یگانه دنیا بوده در فضل و بزرگواری و كرامت نفس، دارای محاسن زیاد و حسن خلق بوده؛ و سفره اش پیوسته پهن و اهل بخشش بوده؛ و متكلم و اهل نظر و ادیب و شاعر بوده؛ و نقابت طالبیین در ری با او بوده؛ و پدرش ابوالحسن علی زكی نقیب ری پسر سلطان محمد شریف است كه در قم مدفون است. سید مطهر را دو پسر بوده: محمد و علی؛ اما محمد بن مطهر را پسر بوده فخر الدین علی نقیب؛ و اما علی بن مطهر را كه عزالدوله والدین و شرف الاسلام و المسلمین باشد، پسری بوده محمد نام از اهل علم و فضل و شرف و جلالت و ریاست؛ و او پدر عزالدین یحیی است.»

شرف الدین محمد(نواده سلطان محمد شریف، نقیب سادات قم و ری)

عزالدین ابوالقاسم علی، - كه مادرش از نوادگان دختری نظام الملك می باشد.- پدر شرف الدین است. همسر او نیز دختر الب ارسلان، و دختر عمه سلطان سنجر سلجوقی است، كه مادرش شرف الدین می باشد؛ و این مسئله، سیادت، اقتدار و نفوذ سیاسی این خاندان را به خوبی نمایان می سازد.

سادات علوی از پیوند با حكمان می توانسته اند در دستگاه اداری و سیاسی زمامداران وقت، به نحو قابل ملاحظه ای، نفوذ خود را اعمال كنند. آنان با این نفوذ سیاسی به فعالیت های فرهنگی و تبلیغی پرداختند و در دفاع از حریم شیعه و خاندان عصمت می كوشیدند. همچون برخی از اصحاب ائمه كه با رعایت استراتژی تقیه در دستگاه بنی عباس نفوذ، و از شیعیان صیانت می كردند.

در تاریخ طبرستان در تأیید این ادعا می خوانیم:

«سلطان سلیمان، ری و حدود آن اصفبهد را داده بود. اصفبهد ری با تصرف گرفت، و خواجه حسن نجم الدین را به عمیدی ولایت ری بفرستاد، و دهخدای، نجم الدین محمد را كه پدر سعد الدین علی بود، به مشرفی ری؛ و یك سال و هشت ماه ری و اعمال او تا مسكو به تصرف دیوان اصفبهد بود، و جمله معاریف و قضات و سادات ری به مازندران، در خدمت شاه غازی بودند، و همچنین خوار و سمنان؛ و پدر سید عزالدین یحیی كه مرتضی گفتند، و از او بزرگوار و محترم تر سیّدی در عالم نبود، با شاه غازی بر تخت نشستی، و حكم فرموده بود به خزانه و داری خانه (انبار) و جامه خانه و ولایت خویش، كه: هر چه آن سید به خط خویش برنویسد، كه مرا فلان چیز می باید، همه بدهند، و خط او توقیع من شناسند. و سید با چنین تمكین مدتی در مازندران بماند.»

تاریخ تولد شرف الدین محمد را به سال 504 ق ذكر كرده اند. از قول قوامی رازی بر می آید كه كنیه شرف الدین محمد «ابوالقاسم» بوده است؛ در حالی كه در كتب شرح حال، كنیه او را «ابوالفضل» دانسته اند. محدث ارموی می گوید:

«به نظر می رسد قول دوم درست باشد؛ زیرا جمع اسم و كنیه حضرت رسول(ص) برای غیر مهدی(عج) نهی شده است؛ و در كتب مناقب روایت شده كه حضرت رسول كرم(ص) فرموده اند: نام مرا برگزینید؛ ولی كنیه ام را بر خود قرار ندهید.»

همچنین باید دانست كه یكی از معاصرین نقیب النقبای ری به نام شرف الدین مرتضی ویژگی های مشتركی با شرف الدین محمد دارد كه گاهی ممكن است میان آن دو نفر توهّم ایجاد شود؛ مخصوصاً اگر برخی قرائن معین ذكر نشود. چه، این هر دو در سیادت، نام و لقب، و به نقل از صحیح بخاری، شاگردی یك استاد، ورود همزمان به قزوین و نقل روایت از آن دو در آن شهر با دو سال فاصله، و این كه مطهر نامی در سلسله نسب هر دو هست، اشترك دارند.شیخ عبدالجلیل رازی می نویسد:

«و پیش از وصول این كتاب به ما، مگر زمره ای از خواص علمای شیعه كه آن كتاب را مطالعه كرده بودند، در حضرت مقدس مرتضی كبیر، سید شرف الدین، ملك النقباء، سلطان العترة الطاهرة، ابوالفضل محمد بن علی المرتضی - ضاعف الله جلاله - گفته بودند، و بر لفظ گهربار سید السادات رفته كه عبدالجلیل قزوینی می باید در جواب این كتاب بروجه حق شروعی كند.»

از این فراز چنین استنباط می گردد كه توصیه سید شرف الدین موجب شده تا عبدالجلیل قزوینی به تألیف كتاب «النقض» اقدام ورزد.

در همین كتاب ضمن نام بردن از مساجدی كه در شهر ری در زمان سلطان ملك شاه و سلطان محمد سلجوقی ساخته شده و بیان این كه این مساجد در آن زمان آباد و مورد استفاده شیعیان بوده، گفته است:

«همه به بركات شرف الدین مرتضی است كه مقدم سادات و شیعه است.»

در همان اثر به مدرسه های معروف و معمور قم اشاره كرده و مدرسه مرتضی كبیر شرف الدین را با امكانات و تزئینات معماری معرفی كرده است.عبدالجلیل رازی در بیان معاریف و مشاهیر شیعه و سادات بزرگی كه در عراق و خراسان بوده اند، می گوید:

«آن كه خاندان سید زكی به قم و ری و كاشان؛ و حرمت و تمكین و جاه و رفعت او در مال و نعمت و فضل و نسب؛ و پسرش ذوالفخرین ابوالحسن علی بن مطهر بن علی كه بیرون از آن كه سلاطین آل سلجوق و نظام الملك به وصلت با وی تقرّب و تبرّك نمودند، چهارصد [ من ] خوضه مفرد [مروارید] در تركه او بیرون آمد؛ و فضل و علم او از كتب و خطب او معلوم شود؛ و هنوز شرف و فضل نقابت در خاندان او در عراق باقیست، به اقبال و تأیید ملك الامرا سادات عالم شرقاً و غرباً، مرتضی كبیر شرف الدین محمد بن علی، كه در علم و زهد، وارث شمع مكه و یثرب است، و در جاه و وقار، سید سادات مشرق و مغرب...»

و قوامی رازی تخلص از قصیده توحید و مناقب بدو نیكو كرد كه گفت:

تا صاحب الزمان برسیدن به كار دین             اولی ترین كس شرف الدین مرتضاست

وی در اثر یاد شده ضمن بیان این واقعیت كه بزرگان و نام آوران شیعه نزد اعیان و اشراف و امیران به طور عموم محترم، معزز و صاحب مقام و مرتبه بوده اند، افزوده است:

«و سید اجل كبیر شرف الدین مرتضی، از عهد بیست و دو سالگی كه از مكتب و مدرسه به در آمد - الی یومنا هذا - كه را زَهرِه بوده است، در بلاد خراسان و عراق؛ و در دو حضرت از سادات و ائمه و علما و قضات و اصناف مهتران، كه بر وی تقدم جوید، و طلب رفعت كند، با جوانی و كودكی، در محافل ملوك، واسطه قاضی حسن استر آبادی، و عماد محمد وزآن بودی؛ و همیشه ایشان بدو تفاخر كردندی...»

شرف الدین محمد آثار نفیسی از كتاب های مشاهیر و علمای بزرگ در كتابخانه خود فراهم آورده بود؛ چنانچه در ترجمه كتاب تتمه صوان الحكمة می خوانیم:

«و خواجه ظهیر الدین بیهقی آورده كه: رسایل بسیار از او، به خط خود و خط تلمیذش ابوزكریا یحیی در كتب خانه نقیب النقباء ری دیدم...»

منتجب الدین نیز گفته است:

«السید الاجل المرتضی ذوالفخرین ابوالحسن المطهر بن ابی القاسم علی بن ابی الفضل محمد الحسینی الدیباجی من كبار سادات العراق وصدور الاشراف.»

وی سپس می افزاید:

«منصب نقابت در این زمان به وی ختم می شود و او در چندین دانش عالم است، و خطبه ها و نامه ها و مكتوباتی هم دارد.»

سپس می گوید:

«از او با واسطه سید نجیب ابومحمد حسن موسوی، سبط سید بزرگوار مرتضی، نقیب نقبا، شرف الدین ابوالفضل محمد فرزند محمد بن مطهر، فاضل، ثقه و راوی حدیث، روایت می كردیم.»

شیخ منتجب الدین كه از سید شرف الدین روایت نقل كرده، در كتاب اربعین خود - ضمن چهارده حكایتی كه در انتهای این اثر آورده است.- در حكایت سیزدهم به نقل از سید مرتضی السعید شرف الدین، و سپس به نقل از دیگر راویان تا برسد به ابن عباس، به این صورت می گوید:

«فقال ابن عباس: اشهد بالله و اشهد الله لقد سمعت رسول الله(ص): «من سبّ علیاً فقد سبّنی و من سبّنی فقد سبّ الله و من سبّ الله فقد كفر...» پس ابن عباس گفت: گواهی می دهم به خداوند و پروردگار شاهد است كه همانا از رسول خدا(ص) شنیدم كه می فرمود: هر كس علی را دشنام گوید، من را دشنام كرده و كسی كه مرا ناسزا گوید، پس همانا خدا را ناسزا كرده و دشنام و ناسزاگویی خداوند مساوی با كفر است.

عالم مشهور، موفق بن احمد خوارزمی، معروف به «اخطب خطباء خوارزم» در آغاز كتاب مناقب می گوید: «به من خبر داد مرتضی شرف الدین، عزالاسلام، علم الهدی، نقیب النقباء...» وی سپس سلسله راویانی را كه از شرف الدین حدیث نقل كرده اند، می آورد و چنین روایت می كند:

«قال رسول الله(ص) لو أن الغیاض اقلام، و البحر مداد، و الجن حسّاب و الانس كتّاب، ما احصوا فضائل علی بن ابی طالب(ع)»

اگر درختان جنگل ها، قلم و دریاها، مركب و تمام جنیان، حسابگر و انسان ها، نویسنده باشند، قادر نخواهند بود فضایل حضرت علی(ع) را برشمارند.

راویان دیگری كه از شرف الدین محمد حدیث نقل كرده اند، عبارتند از: ابوسعد عثمان بن اسعد بن محمد العاقلی؛ ابوالقاسم محمود بن محمد ابن ابی طاهر القزوینی الاشرسی ؛ مذكی قزوینی و فرزندش عزالدین یحیی، این اسامی را رافعی در تدوین و منتجب الدین در فهرست نقل كرده اند.

بنابر ثبت ابوالحسن بیهقی در اواخر لباب الانساب، نسب شناس ری، ابوهاشم مجدالدین مجتبی؛ قصیده ای طولانی به زبان عربی در مدح شرف الدین محمد سروده و در ضمن آن به ذكر نسب او پرداخته است. خود بیهقی كه معاصر سید شرف الدین بوده، به تفصیل نسب او را بیان، و سروده های خود را درباره او نقل كرده است.(33)خاقانی شروانی هم در اواخر تحفة العراقین شرف الدین محمد بن مطهر علوی را این گونه می ستاید:

این قدر و صفا كه خاطرم راست               از خدمت سیّد أجل خاست

ذوالفضل محمد مطهر                            آن عرق محمد پیمبر

آن مردم دیده مصطفی ر                        و آن وارث صدق مرتضی ر

دین را شرف و شرع را فخر                     بل سید شرع و دین و لافخر

فرزند محمد عرب اوست                          حسان عجم ورا دعا گوست...

 

قوامی رازی از گویندگان نیمه اول قرن ششم هم در قصایدی به مدح شرف الدین محمد می پردازد. وی در فرازی از یك قصیده 45 بیتی، چنین می سراید:

میراجلّ سید سادات عز دین                 كش نیست همسری به بزرگیّ و سروری

فخر زمانه تاج الاسلام صدر دهر            خورشید شرع ذوالحسبین اصل مهتری

اجل اشرف الدین مرتضی                     كورا عنایت ازلی داد یاوری

آن سید لطیف كه او را مسلم است         اصل بزرگواری و دست سخاگری

پیش دل و كف و هِمَم و حلم آن بزرگ        دریا و ابر و چرخ و زمین كرده چكری...

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه.
برچسب ها:امامزاده محمد شریف،



تاریخ ارسال : سه شنبه 1 مرداد 1392 طبقه بندی: امام زادگان، نویسنده : رسول گلی زاده نظرات


نویسندگان
دسته بندی مطالب
نظرسنجی
کدام موضوع از موضوعات وبلاگ را می پسندید؟






صفحات جداگانه
درباره سایت

گزارش آماری سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

 

میقات الرضا


پایگاه اطلاع رسانی وب رضوی


razaviweb@yahoo.com